هم جواری
بگذار گفته باشم پیش از آنکه آخرین نفس را برآورم که من هیچ گاه با نداشتن تو کنار نخواهم آمد...حتی اگر روزی به تو گفتم هم تو باور نکن...
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ ساعت 2:14 توسط ۰۰۰
|
بگذار گفته باشم پیش از آنکه آخرین نفس را برآورم که من هیچ گاه با نداشتن تو کنار نخواهم آمد...حتی اگر روزی به تو گفتم هم تو باور نکن...
آمدم بنویسم که دوست من هستی بیست و یک سالگی و من دوست ات دارم...می خواهم دوباره بنویسم...کند شده ام اما تو هنوز هم قشنگترین منی!هرچند اینجا همه چیز هست و به قول عزیزم کاش همه چیز را یک جا نمی آوردی...اما من مثل همین بیست و یک سالگی ملغمه ای از تضاد و تعارض و همگونی ام....
- دیشب خواب دیدم که وبلاگم دارد برای من می نویسد و از من گله می کند...شاید هم خودم نوشته بودم...فقط این درگاه پر بود از گلایه....
همیشه !
این خواسته ی زیادی نیست...همیشه سالم باش...خوشحال...و مثل همیشه بزرگ!
من از کنار دست های ات جم نمی خورم...تو به من نگاه نکن...نگاه کردن به من همیشه کدری می آورد...تو زندگی کن...تو خوب باش...